تبليغاتX
کازا بیانکا ( Casa Bianca )
غم انگیزی زندگی در زود تمام شدن آن نیست بلکه در این است که ما برای آغاز حس زندگی خیلی منتظر می مانیم

در هر بهار گل بکار

هر وقت احساس کردی استحقاقش را داری، درخواست ارتقا کن

قرض هایت را زودتر پس بده

سالی یکی دوبار خون اهدا کن

راز نگهدار باش

زیاد عکس بگیر

هرگز تسلیم نشو چون اگر خوب بنگری هر روز معجزه تازه ای رخ میدهد

وقتت را برای یاد گرفتن حقه های تجارت تلف نکن، در عوض خود تجارت را یاد بگیر

نگذار بدخلق شوی

بعد از مصرف خمیردندان در آن را ببند

عزیزان خود را با هدیه کوچک غیرمترقبه شاد کن

حداکثر استفاده را از شرایط بد بکن

همه لباسهایی را ظرف سه سال گذشته نپوشیده ای به خیریه ببخش

خواستار تعالی باش و بهایش را بپرداز

شجاع باش حتی اگر قلبا نیستی به آن تظاهر کن، هیچ کس تفاوتش را نخواهد فهمید

بچه ها را بعد از تنبیه در آغوش بگیر

اشتباهاتت را بپذیر

همواره دستی را که به سویت دراز شده، بفشار

سلامتی را دست کم نگیر

تا پیشنهاد کسی را شخصا نشنیده ای در را به روی فرصت ها نبند

21- فراموش نکن که در کار و روابط خانوادگی، اعتماد مهمترین چیز است (قانون طلایی شماره 4)

با همکلاسی های سابقت دوره مهمانی ترتیب بده

تایپ کردن را یاد بگیر

هرگز اجازه نده کسی تو را افتان و خیزان ببیند

همیشه چیزی زیبا پیش رو داشته باش، حتی اگر شاخه گلی مینا در یک لیوان باشد

قانون اساسی کشورت را بخوان

فقط آن کتاب هایی را امانت بده که از نداشتن شان ناراحت نمی شوی

هرگز به مقدسات کسی اهانت نکن

هرگز هنگام مجادله با افراد پلیس آنها را تو خطاب نکن

یک سال وقت بگذار و کتاب مقدست را آیه به آیه بخوان

در زمان حیاتت وصیت نامه را بنویس

توقف کن و نوشته های تاریخی کنار جاده ها را بخوان

تعویض لاستیک را یاد بگیر

به زندگی خصوصی فرزندانت احترام بگذار بخصوص هنگام ورود به اتاقشان در بزن

زیر رسمی ترین لباس ها، لباس زیر گستاخانه ای بپوش

در یک تیم ورزشی غیرحرفه ای عضو شو و برای خودت رفیق ورزشی پیدا کن

ابزار ارزان قیمت نخر. ابزار کارت را از بهترین نوعش انتخاب کن

ساعتت را پنج دقیقه جلوتر تنظیم کن

دندان های کج و کوله را به کمک دندانپزشک صاف کن و دندان های کدر را سفید کن

هنگام بازی با بچه بگذار آنها برنده شوند

هنگام صرف شام تلویزیون را خاموش کن

21- گوش کردن را یاد بگیر. فرصت ها گاه با صدای آهسته در می زنند (قانون طلایی شماره 5)

در هفته از یک وعده غذا صرف نظر کن و هزینه تهیه آن را به فقیر بده

هنگام خواندن سرودهای ملی با احترام بایست و دستت را روی قلبت بگذار

دعا کن اما نه برای بدست آوردن انسانها و اشیاء، بلکه برای کسب عقل و شجاعت

وقت شناس باش و روی وقت شناسی دیگران نیز پافشاری کن

برای دفاع در مقابل انتقادی که از تو می شود، درنگ نکن

به بهانه اینکه برای فرزندانت پولی به ارث بگذاری، ناخن خشکی نکن

از اینکه به دیگران بگویی چه کاری را چگونه انجام دهند، اکیدا اجتناب کن. در عوض به آنها بگو که چه کارهایی باید انجام شوند.خواهی دید که آنها با راه حلهای خلاقانه شان تو را شگفت زده خواهند کرد

یادت نرود که بالاترین نیاز عاطفی هرکس اینست که مورد تحسین واقع شود

متنی را که باید امضاء کنی به دقت بخوان. یادت باشد که معمولا امضای بزرگ علامت دادن و امضای کوچک علامت گرفتن چیزی است

به دیگران فرصت دوباره بده، اما دادن فرصت سه باره اشتباه محض است

همواره وضع و حال خوبی داشته باش، هدفمند و با اعتماد به نفس به اتاق کار و منزل وارد شو

از هرچه داری استفاده کن و نگذار وسایلت بخاطر عدم استفاده از بین بروند

بگذار دیگران بفهمند که تو در چه زمینه هایی ایستادگی می کنی و در چه مواردی ایستادگی نخواهی کرد

پیش از یافتن شغل جدید از شغل قبلی استعفا نده

مردم را به قدر قلب شان اندازه بگیر نه به قدر حساب بانکی شان

کیفیت هر جایی را از نحوه برخورد مردمی که در آنجا به سر می برند بسنج

کاری را انتخاب کن که با ارزش های تو هماهنگی داشته باشد

اجازه نده تلفن مزاحم لحظات مهم تو شود، تلفن برای سهولت استفاده توست نه سهولت استفاده تلفن کننده

وقتی از تو تعریف می کنند یک متشکرم صمیمانه بهترین پاسخ است

هرگز هنگام گرسنگی به خرید مواد غذایی نرو زیرا بیش از احتیاج خرید خواهی کرد

21- وقتی می خواهی دست به کاری بزنی، نگران بی پولی نباش. امکانات مالی محدود نعمت است نه مصیبت. افکار خلاقانه همیشه یک جور ترغیب نمی شوند (قانون طلایی شماره 6)

+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/14ساعت 3:9 بعد از ظهر  توسط لی لی ناناز  | 

صحبت در مورد اعياد و روزهای خوش

این جلسه با صحبت كردن در مورد عيد نوروز يا هر عيد ديگري آشنا خواهيم شد. 

واژه های ذیل را به خاطر بسپاريد.

بايرام: عيد     ايل: سال   يِني (yeni): تازه    آي: ماه     گون (gün): روز    

گؤروش: ديدار    شَنليك: شادي      گؤيَرتي : سرسبزي  چؤل: صحرا    داغ: كوه   

گؤرمه لي: ديدني

آتا: پدر   آنا: مادر     باجي:خواهر      داداش يا قارداش: برادر   

بايراميز مبارك اولسون : عيدتان مبارك باد

بايرمدا هارا گئدميشدين؟ : عيد به كجا رفته بودين

گئدديم آتا - آنامي گؤردوم : رفتم پدر- مادرم را ديدم

داها هاردان گؤروش ائتدين : ديگر از كجا ديدن كردي

داغا گئتديم. داداشيم نان چؤله گئتدوخ : به كوه رفتم. با برادرم به صحرا رفتيم

چؤل بوتون گؤيرتي دي : صحرا تمام سرسبزي بود

هانسي گون ائوه قاييتدين : چه روزي به خانه برگشتي

آيين آلتي سي : در ششم ماه              هانسي آيين : كدام ماه            فروردين !

بو گون آيين نئچه سيدي؟ : امروز چندم ماه است؟         اون دؤردي: چهاردهم      

ايندي هارداسان؟ : الان كجايي؟                                   من ايشليرم : من كار مي كنم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/12ساعت 8:50 قبل از ظهر  توسط لی لی ناناز  | 

کوچکترید از آنکه مرا زیر و رو کنید

حتی اگر هر آنچه که دارید رو کنید

کوچکترید ازآن که بدانید من کی ام

از کوهها نام مرا پرس وجو کنید

ای بادهای سرد مخالف ! منم درخت

باید که ریشه های مرا جستجو کنید

ای بادهای سرد مخالف ! من ایستاده ام

این سینه ام که خنجرتان را فرو کنید

برمن مباد ؛ تیغ شما زخمی ام کند

شاید به خواب ، مرگ مرا آرزو کنید

                                                                     

من ریشه در شقایق پرخون ، نشانده ام

گلهای سرخ باغ مرا خوب ، بو کنید

ای بادهای سرد مخالف ! منم درخت

باید که ریشه های مرا جستجو کنید

ای بادهای سرد مخالف ! من ایستاده ام

این سینه ام که خنجرتان را فرو کنید

برمن مباد ؛ تیغ شما زخمی ام کند

شاید به خواب ، مرگ مرا آرزو کنید

شعر از : کامران رسول زاده

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/11ساعت 11:54 قبل از ظهر  توسط لی لی ناناز  | 

و آنگاه دهقانی پای پیش نهاد و گفت اکنون برای ما از کار سخن بگوی.

پیامبر گفت:

کار کردن همگام شدن است با زمین و آسمان.

و بیکار ماندن بیگانه گشتن است با بهار و تابستان، خزان و زمستان

و باز ماندن است از قافله حیات، که با غروری شکوهمند و تسلیمی سربلند به سوی ابدیت پیش می رود.

وقتی کار می کنی وجودت به نی لبکی ماننده است که از مجرای آن نجوای زندگی به آهنگ بدل می گردد.

آیا دوست داری وقتی همه آواز می خوانند تو نی لبکی گنگ و خاموش باشی؟

پیوسته با تو گفته اند که کار نفرین و لعنت است و تلاش، بلا و بدبختی است.

اما من با تو می گویم وقتی کار می کنی، نقشی از برترین رویای زمین را که در آغاز به نام تو نوشته اند جان می بخشی.

دوستی با کار، بحقیقت عشق به زندگی است.

و عشق به زندگی در کار، دمساز شدن با اسرار حیات است.

اگر بهنگام کار زمین و زمان را ملامت می کنی و تولد را بلا و بدبختی و تحمل بار تن را لعن و نفرین می خوانی که در ازل بر پیشانی تو نقش بسته است، من با تو می گویم که این نقش لعنت را جز با عرق جبین پاک نمی توان کرد.

همچنین با تو گفته اند که زندگی ظلمت است و تو با ملامت کلام افسردگان را تکرار می کنی.

اما من با تو می گویم زندگی به حقیقت ظلمت است مگر شوق و شور در میان باشد، و شوق و شور کور و بی هدف است مگر دانش در میان باشد،

و دانش پوچ و بی حاصل است مگر کار در میان باشد،

و هنگامی که با عشق کار می کنی، خود را با خود و با خلق و با خدا پیوند می دهی.

و اکنون با تو بگویم که کار با عشق چیست؟

کار با عشق آن است که پارچه ای را با تار و پود قلب خویش ببافی

بدین امید که معشوق تو آن را بر تن خواهد کرد.

کار با عشق آن است که خانه ای را با خشت محبت بنا کنی

بدین امید که محبوب تو در آن زندگی خواهد کرد.

کار با عشق آن است که دانه ای را با لطف و مهربانی بکاری

و حاصل آن را با لذت درو کنی

چنانکه گویی معشوق تو آن را تناول خواهد کرد.

و بالاخره کار با عشق آن است که هر چیز را با نفس خویش جان دهی

و بدانی که تمام پاکان و قدیسان عالم در کار تو می نگرند.

اغلب شنیده ام که ابهام نیم خواب می گویی،

" آنکس که نقشی را از خیال خویش بر سنگ مرمر تصویر می کند از آنکس که زمین را شخم می زند شریف تر است.

و آنکس که رنگین کمان آسمان را می رباید تا چهره انسانی را بر بوم نقاشی تصویر کند از آنکس که برای ما پای افزار چوبین می سازد با ارزش تر است."

اما من نه در ابهام نیم خواب، بلکه در بیداری نیم روز با تو می گویم که باد در گوش بلوط های بلند همان قصه شیرینی را حکایت می کند که با تیغه های ظریف و باریک علف می گوید،

و تنها آنکس شریف و بزرگ است که صدای باد را در ساز وجود خویش به آوازی دلپذیر بدل کند.

کار تجسم عشق است

کار عشق مجسم است

اگر نمی توانی با عشق کار کنی،

اگر جز با ملامت و بیزاری کاری از تو نمی آید،

بهتر است کار خود را ترک کنی و بر دروازه معبد بنشینی

و صدقات کسانی را که با عشق کار می کنند بپذیری.

زیرا اگر بی عشق پخت کنی

نانی تلخ از تنور تو بیرون خواهد آمد که گرسنه را نیم سیر گذارد

و اگر با کینه انگور بفشاری

زهری از آن کینه در شراب تو خواهد ریخت

و اگر با صدای فرشتگان آواز بخوانی

و تو را به آن آواز عشق نباشد

گوش آدمیان را آشفته می کنی

و آنان را از شنیدن آوای روز و نجوای شب محروم می داری.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/08ساعت 9:31 قبل از ظهر  توسط لی لی ناناز  |